تبلیغات
shopmahiban - نویسنده شعر نو چشم تو چشمان تو

نویسنده شعر نو چشم تو چشمان تو

نویسنده :sanaye system
تاریخ:یکشنبه 30 فروردین 1394-02:00 ب.ظ

قیمت گن مردانه
قیمت عینک پوما

اگر این شعر های شعله ورم دهانی بگذارند می خواهم دستت را بگیرم اگر که دست دهد این دست این قلم دستی بگذارند اینان به نوشتن از تو چنان معتادند که مجسمه ها به سنگ

شعر عاشقانه چشمان تو ( چشم تو )

اثر فریدون مشیری

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی

بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی
آه وقتی که  توچشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گل‌رنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

فریدون مشیری


ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮﺵ ﺳﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﭘﯿﺪﺍﯾﺖ ﺷﺪ ﻭ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﻢ ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮﺵ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻻﺍﺑﺎﻟﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺳﻤﺘﺶ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﻣﺜﻞ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is leg length discrepancy?
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:17 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts
and I will be waiting for your next post thanks
once again.
http://mathildahovermale.blogas.lt
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:54 ب.ظ
Nice post. I used to be checking continuously this
blog and I am inspired! Extremely useful info particularly the final part :
) I maintain such info much. I was looking for this certain information for a very long time.
Thanks and good luck.
thaospritzer.wordpress.com
شنبه 7 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
I all the time emailed this webpage post page to all my contacts, because if like to read it
afterward my links will too.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:34 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea shell and gave it to my 4
year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed
the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I had to tell
someone!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 12:45 ق.ظ
Hey! This is my first visit to your blog!
We are a group of volunteers and starting a new project in a community in the same niche.
Your blog provided us valuable information to work on. You have done a wonderful job!
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 06:56 ب.ظ
Hi friends, fastidious paragraph and pleasant arguments commented here, I am really enjoying
by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo